غزل مناجاتی ماه رمضانی و وداع با این ماه مبارک
دور شد باز هم آن همدم و دمساز از ما ماند در خاطرهاش آن همه پرواز از ما رمـضان دیـدۀ ما را به خـدا بـیـنا کرد اشکها ماند در این ماه پسانداز از ما نیمهشب دل بکن از بستر و بسیار مگو دور شد فـرصت پیـدایی آن راز از ما رمضان رفت ولی روزه و قرآن باقیست چهـره کی پوشد این پنجـرۀ باز از ما؟ تو اگر قدر بدانی همه شبها قدر است نگرفـتـهست خـدا فـرصت ابراز از ما تا نفس هست، خدا هست که برکت بدهد که فـقـط میطـلـبد غـیرت آغـاز از ما باز هر صبح و شب آفاق پُر از جلوۀ اوست هر اذان دعوت عشق است به آواز از ما الوداع ای عطش و گریه و لبخند و سکوت هر سحر یاد کن آه ای رمضان باز از ما |